مدت زیادی شد که نتونستم بنویسم...خوب قرار هم نیست اینجا خیلی پشت سر
هم بنویسم...اینجا قراره بعضی وقتا که لازمه بنویسم، مثلا مثل
الان...
خیلی سعی میکنم سر بسته صحبت کنم...هر سیستمی که افت میکنه
دلایلی داره...اون سیستمی هم که ما الان دربارش صحبت میکنیم اساسی افت
کرده و قطعاً این افت دلایل خاص خودش رو داره...
سیستم در یک سال و نیم گذشته عملکرد خوبی داشت و موفقیتهای زیادی هم
توش حاصل شد اما کم کم آدمها خودشون رو نشون دارن میدن، همونایی که قبلا
ذات حقیقیشون رو نشون داده بودن و همه هم میشناسنشون...اما جالب اینکه نه
مثل گذشته، بلکه بیشتر از گذشته تلاش میشه تا خیانتها و کج کاریهاشون تو
سیستم پوشیده بشه...اونایی هم که اهل کار بودند و در یک سال و نیم گذشته در
کنار سیستم حسابی فعالیت کردن هم دیگه خیلی اکتیو نیستن مثل قبل، که خوب
اون هم دلیل مرتبط داره...همه چیز هم ربطی به بی پولی نداره...تا اونجا
که ما یادمونه این سیستم (حداقل در صحبت ها) همیشه بی پول بوده، حالا این
دفعه یک کم بیشتر...
توی این سیستم اونایی که میخوان بدوند رو یک چند ماهی هست که فرستادن رو
تردمیل که فقط بدوند اما جلو نرن...خوب این وسطها هم یک سریها تو سیستم
قدر فرصت رو میدونن و تردمیل وارد میکنن و بیزینس میکنن ؛)
خلاصه این روزها تمرکز رو کار کمتر تو سیستم دیده میشه...
فعلا در همین حد بمونه تا بعد...اگه لازم شد دفعههای بعد یک کم باز تر با هم صحبت میکنیم...
امیدوارم مدیر سیستم خودش زودتر به فکر بیفته و یک حرکتی بزنه
زودتر قبل از اینکه خیلی دیر بشه...جلو ضرر رو هر وقت بگیری منفعته ؛)
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 0:49  توسط Aleereza Sanaei
|
یه چند وقتیه وقت گذاشتم و با کمک یک طراح وب دارم یک شکل و شمایل جدید
واسه ایران اسکواش طراحی میکنیم که اگه خدا بخواد یک کار خیلی زیبا و چشم
نواز و در عین حال حرفهای خواهد بود. پشت زمینه این سایت جدید آسمونه و
ابرهاش که شاید بعضیها فکر کنند که چه ربطی به اسکواش داره...اما ربطش
اینه که امسال، اول سال همه با هم عهد کردیم که به قول آقای سلیمانی اسکواش
رو هوا کنیم یا به عبارت دیگه ببریمش بالا که البته تا الان هم این گفته یک
جورایی هم محقق شده اگر چه که خیلی راه هنوز مونده.
از نکات قابل ذکر دیگهٔ این سایت اختصاص صفحات خصوصی به بازیکنان،
مربیان، مسئولین و کلا شخصیتهای شناخته شدهٔ اسکواش کشور هستش که بتونن از
این طریق صفحات خودشون رو به سلیقه خودشون آماده کنند و با خوانندگان و
علاقمندان به رشته در ارتباط مستقیم و مستمر باشند. اگه خدا بخواد سعی میکنیم تا
آخر این هفته سایت جدید رو آپ بکنیم، البته اگه مشکل پیش بینی نشدهای
پیش نیاد.
راستی آرش بشیری، مدیر جدید روابط عمومی یک کار قشنگ کرده از هفته پیش
و با جذب کردن اصحاب رسانه و خبرنگارها به اسکواش براشون مسابقه گذشته تو
حیدرنیا و امشب خود من اونجا بودم و دیدم حدود ۱۰ تا خبرنگار از
خبرگذاریای مختلف واسهٔ تمرین اومده بودن به حیدرنیا...دم آرش گرم که
واقعاً نهیاتا این حرکت به نفع اسکواشه و این اسکواشه که از طریق این
خبرنگارها که حالا دیگه جذب رشته شدن بیشتر به مردم شناسونده میشه...اما
متاسفانه حیدر نیا همون حیدرنیای قدیم بود و هنوز توش سوسک راه میرفت و
زمیناش پیست اسکی و غیر استاندارد بود و با آدم هاش که صحبت میکنی همچنان
ناراضی...البته هنوز دیر نشده، چون هنوز انتخابات رئیس جدید انجام
نشده...بابا باید یه تهرونی اسکواشی رو بیاریم تو گود، چون غیر از این
داستان همون آش و همون کاسست. سرپرست جدید هم یا رمق کار نداره یا وقت
نداره یا انگیزه نداره یا همشو داره اما تواناییشو نداره که به هر حال هر
کدوم از این موارد صحیح باشه مسیر تهران همچنان نا صحیحه. باید کاری کرد ؛)

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 2:22  توسط Aleereza Sanaei
|
نزدیک سحر بود که داشتم میرفتم سحری بخورم و بخوابم که دیدم از آسیا یک
ایمیل اومده. تیترش هم بود "asian Junior Ranking List". خیلی کنجکاو شدم
که زود بازش کنم و ببینم بعد این یک سال زحمت، بچهها کجای رنکینگ قرار
گرفتن. خوب با توجه به اینکه سهیل و سوگل توی سه تا تورنمنت شرکت کرده بودن
اول رفتم سراغ رده سنی اونا و یوهو با دیدن اینکه سهیل چهارم آسیا شده نه
فقط خواب از چشمم پرید بلکه برق هم از سه فازم پرید و از خوشحالی سریع
خانومم رو هم که نیمه خواب بود صدا کردم که اونم بیاد و ببینه بچهها چه
گلی کاشتن. بعد رفتم سراغ رده سنی سوگل. سوگل هم ششم بود، عالی بود...یه
نگاهی به رنکینگ بکنید میبینید چه بازیکنایی از چه کشورایی پایینتر از
سوگل بودند. بعد عرفان رو دیدم و سهند رو...نتیجشون با در نظر گرفتن اینکه
فقط یک تورنمنت واسشون محسوب شده بود اصلا بد نبود و با شرکت در
تورنمنتهای آینده میتونن خودشون رو حسابی بالا بکشن...علی کوچولو هم
یازدهم شده بود...واسه اونم خیلی خوشحال شدم...یاد اردن افتادم که با آقای
فقیر مینی مدیر صداش میکردیم و اونم با روحیه خوب به جز یک بازی بقیه
بازی هاش رو برد...سجاد و سعیده هم چک کردم و اونا هم رتبههاشون خوب بود
برای شروع مخصوصاً سعیده که جز ۲۰ تای اول آسیا شده بود. سجاد هم باید این
یک انگیزهای واسش بشه و یک تکون اساسی به هیکلش بده...نه از اون رژیمها
که به قول عرفان میگه هیچی نمیخورم بعد یک لازانیا از ممد آشپز میگیره
تو باشگاه بعدشم میره خونه دوباره یه دور دیگه شام میخوره...بگذریم...خیلی
خبر خوبی بود برای هممون...اگه از این بچهها باز هم حمایت بشه خیلی بیشتر
از این میشنویم ازشون...تبریک میگم به همه، به بازیکنا، مربیای زحمتکششون
به ویژه امجد و مقدس و محمد و مسعود، به مسوولین فدراسیون، به خانوادهها و
تمامی طرفدارا و علاقمندان رشته...به امید پیروزیهای بزرگتر...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 1:15  توسط Aleereza Sanaei
|
یک نگاهی به تیمهای ملی بکنید. چند تا جوان داریم که تیم ملی زیر ۱۵
سال که تیمهای پایه هستن رو باهاشون جمع کنیم؟ تو کل کشور الان کلا دو سه
نفر داریم که میتونیم روشون حساب کنیم. تو پسرا علیرضا شاملی رو داریم که
اون هم چند ماه هست که جذب شده و داره روش کار میشه. سجاد زارعیان رو هم
حتی با مشکل اضافه وزنی هم که داره اگه بیاریم جز شناخته شدههای زیر ۱۵
سال کلا ۲ نفر توی پسرا هستن که دارن یک کم جدی تر از بقیه دارن زحمت میکشن و
ایشالا بعدا بیشتر ازشون در آینده خواهیم شنید که اینم از صدقه سر ساکب خان
مربی زحمتکش کیشه که واقعاً بهترین عملکرد رو تو ردههای سّنی داشته این
چند وقته. از اون طرف هم توی دخترا فقط سوگل ثمودی رو داریم...از این ۳ نفر هم ۲
تاشون کمتر از یک سال از این سنّ خارج میشن و کل اسکواش مملکت میمونه با
یک بازیکن نوجوان...آیا این کافیه واسه یه پشتوانه سازی اصولی واسه تیمهای
ملی؟ ۲ روز دیگه که عرفان جمشیدی و سهیل شاملی هم از جوانان خارج شن با کی
میخوایم تیم جوانانمون رو ببندیم؟ این یعنی مرگ اسکواش چه خوشمون بیاد چه
خوشمون نیاد...
وظیفه کمیتهٔ تیمهای ملی استعداد یابی نیست...اما با توجه به این
مهم که به زودی دیگه خبری از تیم ملی جوانان نخواهد بود با پیشنهاد ما در
کمیته و تأیید و استقبال رئیس فدراسیون تصمیم بر این شد که یک کم بیشتر
وقت بذاریم و بگردیم دنبال استعدادهای زیر ۱۱ و ۱۳ سال تو کل کشور که
بتونیم یک جوری کم کاریهای گذشته رو جبران کنیم و این خلع رو در "حد توان"
پر کنیم...به ۵-۶ تا استان مختلف سفر داشتیم تا حالا و به همراه مربیهای ملی
سعی کردیم مستعدین رو شناسایی کنیم...اما به هر حال اینکه بتونیم همه
استانها رو بریم ببینیم یک کم زمانبر هستش و هنوز دراین پروسه هستیم...از
فرصتی که در مسابقات قهرمانی جوانان دخترا در یزد هم به وجود اومد استفاده
کردیم که بریم و نوجوان هایی رو که از نظر خود استانها برترینهاشون بودن
رو از نزدیک ارزیابی کنیم که شاید از توی اونها هم بتونیم نخبه در
بیاریم...واسه همین از روز اول مسابقات مقدس تمرینات تیم ملی رو ول کرد و
به یزد اعزام شد که خودش از نزدیک ببینه همه رو و از بینشون انتخاب کنه تا
فرصت از آزاد بچهها در تابستون استفاده بشه و یک اردوی واسشون در گرگان به
دعوت آقای مؤمنی تشکیل بشه...توی همهٔ صحبتها و نامه نگاریها هم رو این
موضوع تاکید شد که این اردوی تیم ملی نیست صرفاً برترینهای استانها که
خودشون به مسابقات فرستاده بودن به تشخیص مقدس میتونستن تو این اردو شرکت
کنند...فرصت شرکت واسه همه یکسان بود و فکر نمیکنم که مقدس با کس خاصی
آشنایی قبلی داشت و انتخابها عادلانه از روی قابلیتهای بچهها انجام
شد...اما ظاهراً اونایی که نبودند که مورد ارزیابی قرار بگیرن یا اونایی که
انتخاب نشدن یک کم جای خودشون رو خالی میبینند توی این کمپ و سعی کردند
که با کامنتهای مؤدبانه یا توهین آمیز، سازنده یا مخرّب، منطقی یا غیر
منطقی یک جوری احساسات خودشون رو ابراز کنند که نکتهٔ مشترک تو همهٔ این
کامنتها مجهول الهویه بودن کامنت گذر هاش هستش...
به هر حال به دور از این حاشیهها که همیشه جزئی از ورزش هستند، امروز
خوشحالم که چند تا بازیکن خیلی خوب و مستعد از بین این بازیکنای کوچیک
پیدا کردیم که میتونیم با وجودشون از نگرانیهای آینده مون دربارهٔ تیمهای
ملی کم کنیم...همین که یک سری آدم مستعد کارشون رو شروع کردن و یک سری هم
حالا به روش خودشون دارن نشون میدن که دوست دارن وارد این حرکت بشن خوب
یه اتفاق بزرگه واسه اسکواش مخصوصاً تو قسمت بانوان که تا حالا شاید خیلی
در سطح بالا ازش نشنیدیم...همهٔ این افراد یک جوری دارند کمک میکنن که
اسکواش شلوغتر و پر خبر تر بشه و پیشرفتش سریع تر بشه...اسکواش تو این رده
سنی مدتها بود مدعی نداشت و خالی بود، اما امروز کلی مدعی داره که
همشون با نظر و روشهای مختلفند ولی هدف همشون یکیه اونم کمک کردن به
بزرگ تر شدنه رشته هستش...خوب فکر میکنم این جنب و جوش جدید بیشتر از هر
چیز مدیونه طرح الماسه که بهش اعتماد شد و به زودی نتیجهاش رو خواهیم
دید...
از کسایی هم که فکر میکنن از قلم افتادن یا خوب دیده نشدن یا تا حالا
این فرصت بهشون داده نشده دعوت میکنم که با من تماس بگیرند تا موقعیتی
براشون به وجود بیاد تا توسط مربیای ملی آقایان و خانمها ازشون تست گرفته
بشه، ضمن اینکه سفرهای استانی الماس هم دوباره بعد از ماه مبارک استارت
میخوره. اردوی بعدی منتخبین هم به زودی در یک شهر دیگه شروع میشه (گفتم
منتخبین، نه تیم ملی)...از بچههای موجود بهترینهاشون به تشخیص مقدس
میمونند و بقیشون جایگزین میشن با مستعدین جدید که به افراد جدید هم فرصت
داده بشه...و این روند برای مدتی ادامه خواهد داشت تا نهایتان ما بتونیم
تیم ملی پایمون رو تشکیل بدیم...پس از جامعه صرف کامنت گذران بیاین بیرون و
از فرصت استفاده کنید واسه قرار گرفتن تو اردوی بعدی که به زودی خواهد
بود اگه واقعا فکر میکنید شایسته هستید...یادتون باشه که توی هر یک از این اردوها همه جا نمیشن و هر دفعه
نوبت یک سری هستش...پس اون عده که خودشون رو به یکی از دلیل بالا واجد
الشرایط میدونن با بنده تماس بگیرن زودتر..ایمیل من هستش
alireza@sanaei.com ... راستی آخر سر کسایی به عضویت تیم ملی در خواهند
که تو مسابقات انتخابی تیم ملی که در پایان کار انجام میشه موفق شن بقیه حریفاشون رو شکست بدن...
در آخر یک چیز دیگه هم بگم...بنده حدود ۱۷ سال هستش که تو اسکواش
هستم...از این ۱۷ سال ۱۶ سالش رو خارج از کابینه فدراسیون و مسئولیتهای
مربوطه بودم و خدا رو شکر با خواست خدا فکر میکنم به اندازهٔ کافی در اسکواش
مملکت موفق و شناخته شده بودم توی این ۱۶ سال...امروزم اگه اینجا هستم به
دعوت رئیس وقت هستش کمااینکه فدراسیون قبلی هم خیلی با بنده و همکارانم
حال نمیکرد و ما مشغول کار خودمون بودیم و چه بسا که فدراسیون بعدی هم همین
داستان باشه، زیاد برای بنده و همکاران اتفاق خاصی نمی افته ؛) اما فکر میکنم توی فدراسیون جدید اندازه همهٔ سالهای قبلی کار
انجام شده و پاسخگو بوده...رؤسای بعدی معلوم نیست با همین دیدگاه وارد کار
بشن، پس بهتره از فرصت موجود استفاده کنیم و به دور از غرض و حسد برای
اسکواش و ایران یه کاری بکنیم...جای سنایی ها، صادقپور ها، جعفری ها، ملک ثابتها و امثالهم باید دیر یا زود با همین بچهها پر بشه...
یا علی :)

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 3:26  توسط Aleereza Sanaei
|
وقتی برای اجرای طرح الماس موقعی که مسابقات قهرمانی کشوری دخترها داشت
انجام میشد حدود ۲ هفته پیش به یزد رفتم، در حاشیهٔ الماس یک جلسهای هم
با مجید روحانی داشتم. مجید خیلی وقت بود که ازش خبری نبود تا پارسال بعد
از اینکه من به کمیته تیمهای ملی اومدم ازش خواستم که اون هم برگرده و
واسه کمک کردن به تیم ملی جلو بیاد دوباره. خلاصه پارسال مجید به عنوان
مربی تیم ملی بزرگسالان در کنار امجد انتخاب شد ولی بازهم به خاطره
مشغلهٔ زیاد فوتبالیش که یه جورایی در آمدش بود نتونست خیلی وقت بزاره.
اما تو این جلسه توی یزد مجید جدی تر از قبل بود و گفت قصد داره که جدی تر
برگرده. این ۲-۳ روز هم دائم باهاش در تماسم. اون یه سری پیشنهادهای جدید
داره واسه تیم ملی بزرگسالان که منم استقبال کردم. با امجد هم که صحبت
میکردم اونم موافق بود. پس منم حمایت میکنم از این تصمیمات جدید چون
بالاخره مسئولیت بزرگسالان با این ۲ نفره و باید بهشون و برنامههاشون
اطمینان کرد. مجید نظرش اینه که به زودی یه انتخابی واسه تیم دوم ملی
بزاره و بعدش منتخبین رو ببره تو کمپ که احتمالا یزد خواهد بود. این شروع
برنامست برای بزرگسالان، بقیه اش هم کم کم به صورت رسمی از طریقه کمیته اعلام
میشه.
راستی خانمهای ملی بزرگسالان!!! معلوم هست کجایین؟ ساعتهای تمرینتون
یا خالیه زمینها یا یک نفر داره سولو میزنه...!!!...اینجوری نمیشه!!!

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 16:34  توسط Aleereza Sanaei
|
دیروز توی مراسم اختاتمیه آکادمی تابستون همه چیز خوب بود مخصوصاً
اینکه با تقسیم بچهها تو سنین و سطوح مختلف سعی شده بود که از ازدحام
جمعیت تو قسمت پایانی مراسم جلوگیری بشه...اما سات ۷ که شد و مراسم
اختتامیه قرار بود شروع بشه دوباره سالن داشت میترکید...که یه کم نظم کار
رو به هم زد که البته تا یک سالن بزرگتر نداشته باشیم تقریبا اجتناب
ناپذیره...اما بازم دم همهٔ بچهها گرم که ۱۰ روزه شبانه روزی زحمت کشیده
بودن که این حجم نو آموزها رو خوشحال ازونجا بدرقه کنن آخر کار که همین
طور هم شد...دست همگی درد نکنه مخصوصاً محمد و مسعود...یک تشکر ویژه از
آقای رئیس و دیگر مسوولین همراهشون که با حضورشون مجلس رو گرم کردند و
ایرادها رو تحمل کردند...
راستی امروز داشتم سایت فدراسیون رو سر میزدم که دیدم یک خبر کار شده
از عملکرد هیئت اسکواش استان تهران در خرداد و تیر...عملکرد هیئت قهرمانی
کرمپور و نایب قهرمانی حیدری و سوم مشترکی رمضانی و موسوی بوده در مسابقات
قهرمان کشوری بانوان که چند تا چیز به ذهنم رسید که اینجا بگم...اول اینکه
این خانمها سال هاست که بدون اینکه رئیس هیات استان و دور و بریهاش
بخوان روشون تاثیر بزارن بهترینهای کشورند. دوم اینکه حداقلش اینه که هیئت
وقتی عملکرد رد میکنه، یک اطلاعات دقیقی ازون چیزی که داره دربارش
مینویسه داشته باشه؛ تو مسابقات قهرمانی کشور کرمپور اول شد، رمضانی دوم شد
و حیدری و موسوی سوم شدند. برگزاری ایران جونیور هم که خوب توسط فدراسیون
بود و کمیته مسابقاتش و فقط از زمینهای حیدر نیا استفاده شد...به نظر من
بزرگترین عملکرد هیئت برگردوندن خانم کرمپور و تیمش به باشگاه حیدرنیا
بوده که حالا نمیدونم پس دادن خونه افراد بهشون تا چه حد میتون عملکرد حساب
بشه http://iransquash.blogfa.com/post-۲۹۴.aspx
به هر حال هیئت جدید تهران داره کمی بهتر کار میکنه نسبت به قبلیها اما
واقعا با این روند باز هم تهران به جائی نمیرسه...باید برنامه ریزی صحیح
بشه و از داشتههای استان مخصوصاً در قسمت منابع انسانی خیلی بهتر ازینها
استفاده بشه...ضمن اینکه فکر کنم اولین اقدام آقای قاسمی باید ترمیم
باشگاه حیدر نیا و استاندارد سازیش باشه و اینکه کورتها مخصوصاً کفش رو
باز سازی کنن...کاری از دست بنده و اطرافیانم هم بر میاد ما در خدمتیم...نماز و روزه قبول!

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 21:13  توسط Aleereza Sanaei
|
مدتی است که با پیشنهاد و تشویق بعضی از دوستان توی فکرم افتاده بود که یک
وبلاگ/وب سایت شخصی راه بندازم که توش حالا بیشتر به صورت غیر رسمی از
اتفاقهای روزمره دور و بر خودم و صحبت هایی که شاید نشه تو خیلی از جاها و
سایتهای رسمی بهشون پرداخت حرف بزنم. از کسایی که این پیشنهاد رو بهم
دادن تشکر میکنم چون فکر میکنم از جهات مختلف میتون این وبلاگ خوب باشه
واسه من و شاید هم واسه دیگران. باز هم از شما دوستای عزیزم میخوام تا اگه پیشنهادی یا موردی هست
با من در میون بذارین و مثل همیشه توی این کار جدید هم همراهیم کنین. تا
بعد!
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 15:16  توسط Aleereza Sanaei
|